فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ سر کوی اوست جایی که صبا گذر ندارد
- شمارهٔ ۱۲۲ نشاطانگیز آفاق است اگر صاحبدمی خندد
- شمارهٔ ۱۲۳ رَستنش از دامت احتمال ندارد
- شمارهٔ ۱۲۴ دولت فقر آفت زوال ندارد
- شمارهٔ ۱۲۵ خوانم او را دعا همین باشد
- شمارهٔ ۱۲۶ از آن غم را دل ما خانه باشد
- شمارهٔ ۱۲۷ نیم غمین که به گردون مرا فغان نرسد
- شمارهٔ ۱۲۸ کسیکه دور شدت چون ز آستان میرد
- شمارهٔ ۱۲۹ چه عجب که وقت مردن به مزار ما بیاید
- شمارهٔ ۱۳۰ از دم باد صبا بوی کسی میآید
- شمارهٔ ۱۳۱ یار یار امروز یاری نیست یاران را چه شد
- شمارهٔ ۱۳۲ خواهد آورد خط و ترک جفا خواهد کرد
- شمارهٔ ۱۳۳ مرا بخت سبز از فلک دوش بود
- شمارهٔ ۱۳۴ خدات خواهی اگر از بلا نگه دارد
- شمارهٔ ۱۳۵ روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود
- شمارهٔ ۱۳۶ نه هر مهی روش مهرگستری داند
- شمارهٔ ۱۳۷ بوسهای دوش ز لعل تو براتم دادند
- شمارهٔ ۱۳۸ دل چرا چون شمع جز آه سربارش نباشد
- شمارهٔ ۱۳۹ مژده ای دل که شب فرقت یار آخر شد
- شمارهٔ ۱۴۰ صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارند
- شمارهٔ ۱۴۱ شام شد زلف سیاه تو به یادم آمد
- شمارهٔ ۱۴۲ گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
- شمارهٔ ۱۴۳ خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
- شمارهٔ ۱۴۴ خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
- شمارهٔ ۱۴۵ من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
- شمارهٔ ۱۴۶ منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوهگری رسد
- شمارهٔ ۱۴۷ به جز میی که لب لعل یار من دارد
- شمارهٔ ۱۴۸ چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
- شمارهٔ ۱۴۹ یارم به کنار امشب آمد
- شمارهٔ ۱۵۰ چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
- شمارهٔ ۱۵۱ کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
- شمارهٔ ۱۵۲ قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی میزند
- شمارهٔ ۱۵۳ بدی از نیک بر نمیآید
- شمارهٔ ۱۵۴ دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
- شمارهٔ ۱۵۵ تا کوی تو بیرهبری و راهبری چند
- شمارهٔ ۱۵۶ خوبان سزد که پنجه بخونم فرو کنند
- شمارهٔ ۱۵۷ آنان که می طلب زخم آرزو کنند
- شمارهٔ ۱۵۸ عاشق ز دل و جان چه خبر داشته باشد
- شمارهٔ ۱۵۹ پی چه گلبن بختم گل مراد دهد
- شمارهٔ ۱۶۰ گرنه ز بیوفایی گل یاد میکند
- شمارهٔ ۱۶۱ هرگز ای گل از تو بلبل شیوه یاری ندید
- شمارهٔ ۱۶۲ زحی لیلی از ناز بیرون نیاید
- شمارهٔ ۱۶۳ خوش آن گروه که در بر رخِ جهان بستند
- شمارهٔ ۱۶۴ گردم بسر کویت دیوانه چنین باید
- شمارهٔ ۱۶۵ به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد
- شمارهٔ ۱۶۶ باز چه شد که با من او هیچ سخن نمیکند
- شمارهٔ ۱۶۷ گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد
- شمارهٔ ۱۶۸ دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
- شمارهٔ ۱۶۹ دلم جای غم جانانه کردند
- شمارهٔ ۱۷۰ مگو عشاق را وقتی دلی بود
- شمارهٔ ۱۷۱ سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد
- شمارهٔ ۱۷۲ چون ساغر می بدست گیرد
- شمارهٔ ۱۷۳ عید آمد و کار خوش نباشد
- شمارهٔ ۱۷۴ کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد
- شمارهٔ ۱۷۵ در طلبت ساز و برک راه ندارد
- شمارهٔ ۱۷۶ از باد زلف تو چو شکن درشکن شود
- شمارهٔ ۱۷۷ دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
- شمارهٔ ۱۷۸ زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد
- شمارهٔ ۱۷۹ نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
- شمارهٔ ۱۸۰ خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
متن اشعار به نقل از گنجور.