پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد

که من مرغ دگر آهنگم آهنگ دگر باشد

ز یمن فقر خاکستر نشینی نشکند شانم

که من شاه دگر اورنگم اورنگ دگر باشد

مجو پایان درین وادی که هر فرسنگ را کانجا

بانجام آوری آغاز فرسنگ دگر باشد

درین بستان‌سرا هر تنگدل را غنچه‌سان دیدم

بتنگی چون دل من کی دل تنگ دگر باشد

بود در کف قضا را آن فلاخن چرخ سرگردان

که در دنبال هر سنگش روان سنگ دگر باشد

نگردد تا قیامت عرصه عشق از جدل خالی

درین میدان زپی هر جنگرا جنگ دگر باشد

مشو غافل ز مکر چشم جادویش که این پرفن

برنگ دیگرش هر لحظه نیرنگ دگر باشد

بخون آغشته می‌آید ز دل اشگم عجب نبود

گرش این گوهر آب دیگر و رنگ دگر باشد

دلم در سینه مشتاق از کدورتهای پی‌درپی

بود آیینه‌ای کش هر نفس زنگ دگر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳عید آمد و کار خوش نباشد
  2. شمارهٔ ۱۷۴کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد
  3. شمارهٔ ۱۷۵در طلبت ساز و برک راه ندارد
  4. شمارهٔ ۱۷۶از باد زلف تو چو شکن درشکن شود
  5. شمارهٔ ۱۷۷دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
  6. شمارهٔ ۱۷۸زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد
  7. شمارهٔ ۱۷۹نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
  8. شمارهٔ ۱۸۰خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.