پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود

چون شود در بر جانان ز دل و جان نشود

نه بزرگیست بدولت که همه عالم را

آرد ار زیر نگین دیو سلیمان نشود

گفتیم مرگ بود چاره هجران ترسم

جان سختی دهم و مشکلم آسان نشود

نبودش تنگ دل عشق شکفتن ورنه

غنچه‌ای نیست درین باغ که خندان نشود

گفت کامت ندهم تا ندهی جان ترسم

آخر از شومی بخت این شود و آن نشود

نیستی آب حیاتست بگوئید که خصر

قطره زن در طلب چشمه حیوان نشود

به شدی کوش که بهتر شوی ارنه ستمست

قطره گوهر شود و گوهر غلطان نشود

خود بخود کفر محبت شود آخر ایمان

کافر عشق تو گیرم که مسلمان شود

بس چراغی زپی سوختن ما مشتاق

گو شب تیره پروانه چراغان نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
  2. شمارهٔ ۱۸۲شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر
  3. شمارهٔ ۱۸۳جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
  4. شمارهٔ ۱۸۴آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
  5. شمارهٔ ۱۸۵به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان بر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
  7. شمارهٔ ۱۸۷جادربر من کرده نگاری نه و هرگز
  8. شمارهٔ ۱۸۸گیرم که بر آن عارض گلگون نگرد کس
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.