پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

جادربر من کرده نگاری نه و هرگز

در دامن من افتاده شکاری نه و هرگز

خرم دل ما گشته ز یاری و نه و هرگز

بوداست درین باغ بهاری نه و هرمگز

گفتی که در آغوش تو جا کرده درین باغ

شمشاد قدی لاله عذاری نه و هرگز

اشکم که برآورده هزار آینه از زنگ

از خاطر من شسته غباری نه و هرگز

اندیشه ز سوز دل ما سوختگان چیست

از آتش ما جسته شراری نه و هرگز

تیری بود آهم که درین دشت پر از صید

رنگین شده از خون شکاری نه و هرگز

جائی به از اقلیم عدم نیست که آنجا

یاری شود آزرده ز یاری نه و هرگز

در کوی محبت که روا نیست تظلم

در دامنی آویخته خاری نه و هرگز

مست از می عشقی شده مشتاق که آرد

مستیش ز دنبال خماری نه و هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹ماه من مهرپروری که مپرس
  2. شمارهٔ ۱۹۰آن باده که باید لب از او تر نکند کس
  3. شمارهٔ ۱۹۱نیست بی‌جا ناله‌ام از تنگی جا در قفس
  4. شمارهٔ ۱۹۲می‌کشم جوری از آن نرگس فتان که مپرس
  5. شمارهٔ ۱۹۳بنگر آن لب‌های میگون وز خمار ما مپرس
  6. شمارهٔ ۱۹۴من آن صیدم که گفت آهسته چون می‌بست صیادش
  7. شمارهٔ ۱۹۵گرفتم ز آشیان پرواز از شوق لب بامش
  8. شمارهٔ ۱۹۶دیدم من از پهلوی دل از بس جفا خون کردمش
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.