پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

دیدم من از پهلوی دل از بس جفا خون کردمش

وآنگاه در عشق بتان از دیده بیرون کردمش

چون قطره‌ای نبود نصیب از چشمه وصلت مرا

زین پس من و چشم تری کز گریه جیحون کردمش

هرگز نشد استد مرا از چشمه دل جوش خون

رفت اندکی تا کم شود از کاوش افزون کردمش

در عهد من یک‌دل مجو خرم به گیتی کز غمت

هرجا دل شادی بود از ناله محزون کردمش

یک‌ره دماغم بی‌رُخت تر از می عشرت نشد

زین باده تا پیمانه‌ام پُرگشت وارون کردمش

زاشکم نمانده کشوری آباد در روی زمین

هرجا که شهری یافتم زین سیل هامون کردمش

تا قد به ناز افروخته با هر خسی در باخته

سروی که من چون فاخته از ناله موزون کردمش

هرگز ندیدم در قدح صهبای عشرت بی‌لبت

پیمانه‌ام گر شد تهی از زهر پرخون کردمش

تنها نشد ز افسانه‌ام مشتاق سرگرم جنون

با هر که گفتم نکته‌ای از عشق مجنون کردمش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸بتی کز صحبتم گیرد ملالش
  2. شمارهٔ ۱۹۹جز آنکه برد چو شمعت شبی به خانه خویش
  3. شمارهٔ ۲۰۰جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش
  4. شمارهٔ ۲۰۱از اشک و آه دایم در عشق آن پریوش
  5. شمارهٔ ۲۰۲گرفتم آمد آن سرو قباپوش
  6. شمارهٔ ۲۰۳از تف هجران او هرگز نیاسودم چو شمع
  7. شمارهٔ ۲۰۴گل یکی داند چو بانگ بلبل و فریاد زاغ
  8. شمارهٔ ۲۰۵سنگین دلت گرفته دلم تنگ در بغل
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.