پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی

غزلیات

۳۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ مخوان ز دیرم به کعبه زاهد که برده از کف دل من آنجا
  2. شمارهٔ ۲ غم دل کس به امید چه گوید دل‌ستانش را
  3. شمارهٔ ۳ کنم دایم ز غیرت پاسبانی پاسبانش را
  4. شمارهٔ ۴ مگر ز آن گل شمیمی هست باد صبحگاهی را
  5. شمارهٔ ۵ خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
  6. شمارهٔ ۶ خدا را ای نسیم احوال زار مستمندی را
  7. شمارهٔ ۷ ای باد بگو آن شه رعنا پسران را
  8. شمارهٔ ۸ به مرغی داده گردون از ازل فرخنده بالی را
  9. شمارهٔ ۹ ز مه رویان مهی جستم به خوبی آفتاب اما
  10. شمارهٔ ۱۰ شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شب‌ها
  11. شمارهٔ ۱۱ خضاب از خون عاشق کن نگاری کرده‌ام پیدا
  12. شمارهٔ ۱۲ از تنگی دل نیست به لب ره نفسم را
  13. شمارهٔ ۱۳ ز زلفش تارک جانم بود پیوند هر مو را
  14. شمارهٔ ۱۴ بامید چه جان از تن برآید ناتوانی را
  15. شمارهٔ ۱۵ تا کی به ما نشینی بیگانه‌وار یارا
  16. شمارهٔ ۱۶ کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه ما
  18. شمارهٔ ۱۸ توئی که چاشنی آشتی است جنگ ترا
  19. شمارهٔ ۱۹ نیست کس به عهد ما یار یار خویش را
  20. شمارهٔ ۲۰ برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
  21. شمارهٔ ۲۱ دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
  22. شمارهٔ ۲۲ تو و از ناز سرگرانی‌ها
  23. شمارهٔ ۲۳ گفتی شویم کی من از او او ز من جدا
  24. شمارهٔ ۲۴ بی‌تو مرگ آسوده سازد اضطراب دل مرا
  25. شمارهٔ ۲۵ نگیرد دل قرار از تاب تب بیمار هجران را
  26. شمارهٔ ۲۶ از عشق گلبنی است چو بلبل فغان ما
  27. شمارهٔ ۲۷ جانی و به کنه تو کسی پی نبرد جانا
  28. شمارهٔ ۲۸ بود این زخم دیگر کشته تیغ عتابش را
  29. شمارهٔ ۲۹ ای که دارد حسن سنگین دل گران گوش ترا
  30. شمارهٔ ۳۰ بر سینه خود یار نهد سینه ما را
  31. شمارهٔ ۳۱ چو رویت بود اگر می‌داشت خورشید جهان‌آرا
  32. شمارهٔ ۳۲ از پی احیای من روح روان من بیا
  33. شمارهٔ ۳۳ از گلشن است دور اگر آشیان ما
  34. شمارهٔ ۳۴ مرهم نکند فایده داغ دل ما را
  35. شمارهٔ ۳۵ بی‌تو گو سوزد ز برق آه گشت دل مرا
  36. شمارهٔ ۳۶ برجا دل و او مقابل ما
  37. شمارهٔ ۳۷ عنان دل بکف کودکی بود ما را
  38. شمارهٔ ۳۸ از انتظار مکش بیش از این فکاری را
  39. شمارهٔ ۳۹ درون غنچه دل خارخاری کرده‌ام پیدا
  40. شمارهٔ ۴۰ چه شد گاهی به حرفی آن دو لعل دلگشا بگشا
  41. شمارهٔ ۴۱ گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
  42. شمارهٔ ۴۲ بس که بر دل زخم جور از خار و خس باشد مرا
  43. شمارهٔ ۴۳ صبح شد ساقی بشو ز آیینهٔ رو زنگ خواب
  44. شمارهٔ ۴۴ با غیر چو میکشی می ناب
  45. شمارهٔ ۴۵ زهی خطت ز عرق مشک ناب در ته آب
  46. شمارهٔ ۴۶ شب تا سحر تو مست شکر خواب
  47. شمارهٔ ۴۷ صبح شد ساقی بشو از دیده خواب
  48. شمارهٔ ۴۸ نگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشب
  49. شمارهٔ ۴۹ شب وصل است و آمد یار غیرش از قفا امشب
  50. شمارهٔ ۵۰ کی در دل ما جز تو کسی را گذری هست
  51. شمارهٔ ۵۱ جز جور کار طبع به کین مایل تو نیست
  52. شمارهٔ ۵۲ رفتی تو ز بزم و نه همین نشئه ز می رفت
  53. شمارهٔ ۵۳ جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است
  54. شمارهٔ ۵۴ تو را فلک به من ای ماه مهربان نگذاشت
  55. شمارهٔ ۵۵ اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
  56. شمارهٔ ۵۶ آنکه با من همنشین در عشق جانان من است
  57. شمارهٔ ۵۷ منت ز سر زلف توام یکسر مو نیست
  58. شمارهٔ ۵۸ تو را که چرخ به کام من از جفا نگذاشت
  59. شمارهٔ ۵۹ از صحن کعبه ساحت میخانه خوشتر است
  60. شمارهٔ ۶۰ ز الفت خوبان که سودش اشک و آهی بیش نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.