پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳

کنم دایم ز غیرت پاسبانی پاسبانش را

که نگذارم اگر خواهد ببوسد آستانش را

جدا ز آن شاخ گل گردد دلم هر لحظه بر شاخی

چو نو پرواز مرغی کو کند گم آشیانش را

نگیرد مرغ دل جا جز بر آن سروسهی ور نه

به خاک از سرکشی افکند صد بار آشیانش را

دو جوی خون که عاشق از دو چشم خون‌فشان دارد

نظر کن گر نمی‌بینی عیان زخم نهانش را

کیم حاصل شود کام از سوار برق جولانی

که سوزم چون گیاه خشک اگر گیرم عنانش را

شبم تار است و روزم تیره کافکند از ازل عشقم

در آن عالم که نبود مهر و ماهی آسمانش را

به یک زخمم به خاک افکند و رفت و چشم من بر ره

که شاید بر سر آید کشته در خون تپانش را

شد از خط آخر حسنش به از اول چه باغست این

که باشد از بهارش بیش کیفیت خزانش را

خروشد دل به پای ناقه‌اش همچون جرس دایم

که شاید بشنود محمل‌نشین یک دم فغانش را

دلم دارد ز هجر او حکایت‌ها که نتواند

به صد دستان بیان سازد کسی یک داستانش را

گلی کز باغ وصلش قسمت مانیست جز بویی

چه حاصل باغبان گر در نبندد گلستانش را

نه کس آگاه از او نه منزلی او را نمی‌دانم

که نامش از که پرسم وز کجا جویم نشانش را

نه اکنون آزمایش می‌کند مشتاق از جورم

من از اول هدف بودم خدنگ امتحانش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
  2. شمارهٔ ۶خدا را ای نسیم احوال زار مستمندی را
  3. شمارهٔ ۷ای باد بگو آن شه رعنا پسران را
  4. شمارهٔ ۸به مرغی داده گردون از ازل فرخنده بالی را
  5. شمارهٔ ۹ز مه رویان مهی جستم به خوبی آفتاب اما
  6. شمارهٔ ۱۰شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شب‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱خضاب از خون عاشق کن نگاری کرده‌ام پیدا
  8. شمارهٔ ۱۲از تنگی دل نیست به لب ره نفسم را
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.