پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

غم دل کس به امید چه گوید دل‌ستانش را

چرا بلبل خروشد نشنود چون گل فغانش را

مکن ای گل جفا با بلبل خود این قدر ترسم

رود از باغ و نتوانی تهی دید آشیانش را

ندارم گر برش از بوالهوس فرقی عجب نبود

که نشناسد ز گلچین هیچ گلبن باغبانش را

به کویت گر چنین آشفته می‌گردم مکن منعم

دلی گم کرده‌ام اینجا و می‌جویم نشانش را

دو دستم بهر آن دادند در جولانگه نازش

که از دستی رکابش گیرم از دستی عنانش را

جفای دوست باشد لطف دیگر گو فلک هرگز

نسازد مهربان با من دل نامهربانش را

کشد مشتاق تا کی محنت هجران خوش آن ساعت

که بیند روی جانان و کند تسلیم جانش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴مگر ز آن گل شمیمی هست باد صبحگاهی را
  2. شمارهٔ ۵خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را
  3. شمارهٔ ۶خدا را ای نسیم احوال زار مستمندی را
  4. شمارهٔ ۷ای باد بگو آن شه رعنا پسران را
  5. شمارهٔ ۸به مرغی داده گردون از ازل فرخنده بالی را
  6. شمارهٔ ۹ز مه رویان مهی جستم به خوبی آفتاب اما
  7. شمارهٔ ۱۰شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شب‌ها
  8. شمارهٔ ۱۱خضاب از خون عاشق کن نگاری کرده‌ام پیدا
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.