پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

به مرغی داده گردون از ازل فرخنده بالی را

که بنشیند گهی بر طرف بام آن قصر عالی را

دل صیاد درخون می‌تپد از ناله زارم

که دارد از اسیران قفس این عجز نالی را

دلم از خون تهی گشته است و بر چشمم چنان بیند

که مخموری به حسرت بنگرد مینای خالی را

جز آن مه کز خط و خالش سیه باشد شب و روزم

که از مشکین غزالان دارد این خوش خط و خالی را

کجا حال دل پرخون ما داند سیه‌مستی

که نشناسد ز هم جام پر و مینای خالی را

دهد صاف میم از جام زر ساقی چه لطفست این

نیرزم من که دُرد باده و جام سفالی را

از آن آتش طبیعت چون رهم سالم سپندآسا

که از حد برده خوی تند او بی‌اعتدالی را

ز خود مشتاق شهد افشان چو طوطی نیست منقارم

کز آن آیینه رو دارم من این شیرین‌مقالی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شب‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱خضاب از خون عاشق کن نگاری کرده‌ام پیدا
  3. شمارهٔ ۱۲از تنگی دل نیست به لب ره نفسم را
  4. شمارهٔ ۱۳ز زلفش تارک جانم بود پیوند هر مو را
  5. شمارهٔ ۱۴بامید چه جان از تن برآید ناتوانی را
  6. شمارهٔ ۱۵تا کی به ما نشینی بیگانه‌وار یارا
  7. شمارهٔ ۱۶کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا
  8. شمارهٔ ۱۷ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه ما
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.