پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

تا کی به ما نشینی بیگانه‌وار یارا

آخر تفقدی کن یاران آشنا را

جانم فدای آن دم کز بعد انتظاری

باز آید آشنایی بنوازد آشنا را

دستم تو گیر یارب کز رنج خار وادی

محمل‌نشین چه داند حال برهنه‌پا را

نبود ترا حذر چند از آه دردمندان

اندیشه کن که باشد گه‌گه اثر دعا را

چشم ترحم از یار دارم ولی چه سازم

خوبان نمی‌نوازند عشاق بی‌نوا را

روزی که شد دل ما روشن ز صیقل عشق

آیینه بود در زنگ جام جهان‌نما را

منعم ز بی‌قراری بی‌او مکن که هرچند

کردم طلب نجستم صبر گریزپا را

بیگانه‌ام ز خود ساخت بوی تو تا چه باشد

حال کسی که بیند دیدار آشنا را

زر می‌شود به کف خاک ز اکسیر بی‌نیازی

گو از جهان بکش دست جویای کیمیا را

مشتاق اگر ز بزمش دورم عجب نباشد

در بارگاه سلطان کی ره بود گدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه ما
  2. شمارهٔ ۱۸توئی که چاشنی آشتی است جنگ ترا
  3. شمارهٔ ۱۹نیست کس به عهد ما یار یار خویش را
  4. شمارهٔ ۲۰برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
  5. شمارهٔ ۲۱دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
  6. شمارهٔ ۲۲تو و از ناز سرگرانی‌ها
  7. شمارهٔ ۲۳گفتی شویم کی من از او او ز من جدا
  8. شمارهٔ ۲۴بی‌تو مرگ آسوده سازد اضطراب دل مرا
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.