پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

بامید چه جان از تن برآید ناتوانی را

که گاه مرگ بر بالین نه بیند مهربانی را

بکس گر روی حرفی هست یار نکته دانی را

بود آسان بیان کردن بحرفی داستانی را

زبان بی‌زبانی‌ها اگر نه ترجمان باشد

که خواهد کرد یارب عرض حال بی‌زبانی را

ننالم هرگز از جورش برای امتحان آری

چو او سنگین دلی میخواست چون من سخت جانی را

چه دشوار است کندن زان چمن دل بلبلی کورا

به صدخون جگر بر گلبنی بست آشیانی را

دگر طاقت ندارم باشد آخر جور را حدی

سرت گردم کسی آزرده چند آزرده جانی را

بود وقت اینکه مشتاق از جفایت جان دهد تا کی

توانایی بود تا چند آخر ناتوانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا
  2. شمارهٔ ۱۷ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه ما
  3. شمارهٔ ۱۸توئی که چاشنی آشتی است جنگ ترا
  4. شمارهٔ ۱۹نیست کس به عهد ما یار یار خویش را
  5. شمارهٔ ۲۰برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
  6. شمارهٔ ۲۱دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
  7. شمارهٔ ۲۲تو و از ناز سرگرانی‌ها
  8. شمارهٔ ۲۳گفتی شویم کی من از او او ز من جدا
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.