پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

ز زلفش تارک جانم بود پیوند هر مو را

به صد تیغ جفا نتوان بُرید از هم من و او را

جفای آسمان کم بود عشاق بلا جو را

نمود از وسمه آن مه لاجوردی طاق ابرو را

ز حرمان زلال وصل او در وصل او سوزم

نمی‌باشد گیاه تشنه‌ای جز من لب جو را

نه بالین در شب هجران او نه بستری دارم

چه سان بر سنگ نگذارم سر و بر خاک پهلو را؟

چه جوید دل به جز سرگشتگی از حلقهٔ زلفش

ز چوگان غیر ازین ناید که سرگردان کند گو را

ز غیرت کرده خم پشت مه نو را تعال‌الله

چه نیکو بسته معمار ازل آن طاق ابرو را

گهی گیرد به تحریک رقیبان دامنش ورنه

نهانی هست با مشتاق ربطی آن سگِ کو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵تا کی به ما نشینی بیگانه‌وار یارا
  2. شمارهٔ ۱۶کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا
  3. شمارهٔ ۱۷ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه ما
  4. شمارهٔ ۱۸توئی که چاشنی آشتی است جنگ ترا
  5. شمارهٔ ۱۹نیست کس به عهد ما یار یار خویش را
  6. شمارهٔ ۲۰برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
  7. شمارهٔ ۲۱دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
  8. شمارهٔ ۲۲تو و از ناز سرگرانی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.