پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

توئی که چاشنی آشتی است جنگ ترا

کشد ز شوق در آغوش شیشه سنگ ترا

تو آن گلی که ز نیرنگ حسن هر کس هست

شنیده بوی تو اما ندیده رنگ ترا

شدم ز تیر تو آسوده خصم جان من است

هر آنکه از جگرم میکشد خدنگ ترا

زدی ز حلقه خط با ستم‌کشان در صلح

گمان آشتی از پی که داشت جنگ ترا

به نقطه که نهفته است این قدر مضمون

که داده خامه قدرت دهان تنگ ترا

دل تو چون دل من شد به نازکی که گداخت

ز گرمی آه من و شیشه ساخت سنگ ترا

خورد به سینه مشتاق هر کجا تیری

ز شست غمزه جهد چشم شوخ و شنگ ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
  2. شمارهٔ ۲۱دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
  3. شمارهٔ ۲۲تو و از ناز سرگرانی‌ها
  4. شمارهٔ ۲۳گفتی شویم کی من از او او ز من جدا
  5. شمارهٔ ۲۴بی‌تو مرگ آسوده سازد اضطراب دل مرا
  6. شمارهٔ ۲۵نگیرد دل قرار از تاب تب بیمار هجران را
  7. شمارهٔ ۲۶از عشق گلبنی است چو بلبل فغان ما
  8. شمارهٔ ۲۷جانی و به کنه تو کسی پی نبرد جانا
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.