پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

نگیرد دل قرار از تاب تب بیمار هجران را

مگر آن دم که بیند روی جانان و دهد جان را

نبودش جا به غیر از دامن یعقوب و حیرانم

که یوسف چون کشید آزار چاه و رنج زندان را

شمار کشتگان وادی عشق از که می‌آید

که در خون کاروانی خفته هر گام این بیابان را

شب عاشق بپایان گو میا کز حسرت عشقت

ز هم فرقی نباشد صبح وصل و شام هجران را

شود ممتاز کی عشق از هوی در کشوری کآنجا

نباشد فرق چاک سینه و چاک گریبان را

بدان آشفته حالی روز خویش از شورش کشتی

رسانیدم به پایان کاهل کشتی روز طوفان را

دو شهر آن مه ز وصل و هجر خود دارد که جا باشد

در آن جان‌های آباد و درین دل‌های ویران را

ز تیغ جورت آن سرها که در هر وادی افتاده

شماری گر توانی بشمری ریگ بیابان را

به دیگر بلبلان مشتاق را ای گل چه می‌سنجی

که باشد نغمه رنگارنگ این مرغ خوش‌الحان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷جانی و به کنه تو کسی پی نبرد جانا
  2. شمارهٔ ۲۸بود این زخم دیگر کشته تیغ عتابش را
  3. شمارهٔ ۲۹ای که دارد حسن سنگین دل گران گوش ترا
  4. شمارهٔ ۳۰بر سینه خود یار نهد سینه ما را
  5. شمارهٔ ۳۱چو رویت بود اگر می‌داشت خورشید جهان‌آرا
  6. شمارهٔ ۳۲از پی احیای من روح روان من بیا
  7. شمارهٔ ۳۳از گلشن است دور اگر آشیان ما
  8. شمارهٔ ۳۴مرهم نکند فایده داغ دل ما را
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.