پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

ای که دارد حسن سنگین دل گران گوش ترا

ناله کی در خاطرت آرد فراموش ترا

گیرمت چون تنگ در بر سر مکش از من که نیست

جامه‌ای چسبان‌تر از آغوشم آغوش ترا

خوردن خونم چه غم گر گل کند زانرخ که هست

زین شفق فیض دگر صبح بناگوش ترا

با خیالت تابکی خوابم چه خواهد شد شبی

چون قبا دربر کشم سرو قباپوش ترا

از لبت میخواست کام از حسرتم تلخ آنکه داد

این قدر جوش حلاوت چشمه نوش ترا

برق اگر در خرمن جانها زند نبود عجب

جلوه‌ای کز گوشوار در بد گوش ترا

گوشه چشمی نگاهی شرم حسن ار مانع است

از سخن چون غنچه با ما لعل خاموش ترا

میزنی مشتاق پرلاف خرد کو جلوه‌ای

تا برد یکباره عقل و طاقت و هوش ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱چو رویت بود اگر می‌داشت خورشید جهان‌آرا
  2. شمارهٔ ۳۲از پی احیای من روح روان من بیا
  3. شمارهٔ ۳۳از گلشن است دور اگر آشیان ما
  4. شمارهٔ ۳۴مرهم نکند فایده داغ دل ما را
  5. شمارهٔ ۳۵بی‌تو گو سوزد ز برق آه گشت دل مرا
  6. شمارهٔ ۳۶برجا دل و او مقابل ما
  7. شمارهٔ ۳۷عنان دل بکف کودکی بود ما را
  8. شمارهٔ ۳۸از انتظار مکش بیش از این فکاری را
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.