پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

چو رویت بود اگر می‌داشت خورشید جهان‌آرا

عذاری از گل سوری خطی از عنبرسارا

نباشد در دلم جائی که باشد بی‌شکست از تو

زنی بر شیشه من سنگ تا کی سنگدل یارا؟

ز رویت گشته روشن سر به سر آفاق و حیرانم

که مهر عالم‌افروزی تو یا ماه جهان‌آرا

دلم را با دلت ای سنگدل تا کی بود الفت

نباشد غیر یک دم اختلاط شیشه و خارا

عجب ملکیست درویشی که پشت پا گدای او

زند بر مسند اسکندر و بر افسر دارا

ز بیم تندی خویت گشودن چشم بر رویت

ز یاران بر سر کویت بود یارا کرا یارا

گرفتم دم نزد مشتاق از جورت بگو تا کی

ستم‌کیش جفاکاری ستم‌کیشا جفاکارا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳از گلشن است دور اگر آشیان ما
  2. شمارهٔ ۳۴مرهم نکند فایده داغ دل ما را
  3. شمارهٔ ۳۵بی‌تو گو سوزد ز برق آه گشت دل مرا
  4. شمارهٔ ۳۶برجا دل و او مقابل ما
  5. شمارهٔ ۳۷عنان دل بکف کودکی بود ما را
  6. شمارهٔ ۳۸از انتظار مکش بیش از این فکاری را
  7. شمارهٔ ۳۹درون غنچه دل خارخاری کرده‌ام پیدا
  8. شمارهٔ ۴۰چه شد گاهی به حرفی آن دو لعل دلگشا بگشا
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.