پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

بی‌تو گو سوزد ز برق آه گشت دل مرا

نیست هرگز حاصلی زین کشت بی‌حاصل مرا

کاش ایدل گلرخان و شعله رخساران کنند

بلبل گلشن ترا پروانه محفل مرا

کی رهم از ورطه عشقت که خواهد ناخدا

غرقه گرداب نه آسوده ساحل مرا

در غمت از مرگ گفتم گردد آسان مشکلم

جان سپردم آخر و آسان نشد مشکل مرا

کشته عشقم بسم روز جزا این خونبها

کز نگاهی باز غلطاند بخون قاتل مرا

در مذاقم بسکه بخشد چاشنی ذوق طلب

هست خوشتر رنج راه از راحت منزل مرا

ره نمی‌پویم درین وادی بخود دارد کشان

جذبه محمل‌نشین بیخود پی محمل مرا

چون تواند خون من از غمزه صیاد ریخت

گو مکش تیغ و مزن زخم و مکن بسمل مرا

ازپی محمل درین دشتم نه خود گرم خروش

چون جرس دارد در افغان اضطراب دل مرا

خارخار عشق خوبان مردم و بردم بخاک

تا چه گل مشتاق آخر سر زند از گل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷عنان دل بکف کودکی بود ما را
  2. شمارهٔ ۳۸از انتظار مکش بیش از این فکاری را
  3. شمارهٔ ۳۹درون غنچه دل خارخاری کرده‌ام پیدا
  4. شمارهٔ ۴۰چه شد گاهی به حرفی آن دو لعل دلگشا بگشا
  5. شمارهٔ ۴۱گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها
  6. شمارهٔ ۴۲بس که بر دل زخم جور از خار و خس باشد مرا
  7. شمارهٔ ۴۳صبح شد ساقی بشو ز آیینهٔ رو زنگ خواب
  8. شمارهٔ ۴۴با غیر چو میکشی می ناب
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.