پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

صبح شد ساقی بشو ز آیینهٔ رو زنگ خواب

جام زرین را به دور انداز همچون آفتاب

تشنهٔ فیضی منه جام می از کف تا به هم

الفت شیر و شکر دارند صبح و ماهتاب

زاهد و سجاده تقوی الی یوم النشور

دست ما و دامن ساقی الی یوم‌الحساب

چهره منما یا مکن منع من از دیدن که هست

تشنه‌کامی را نمودن آب و کردن منع آب

سقف گردون پست و عالم کم فضا من تنگدل

تا به کی باشم خدایا در پس این نه حجاب

جذبه شوقی که از نه جوشن گردون دمی

بگذرم پرّان‌تر از تیر دعای مستجاب

یا به فراش قضا فرما که بالاتر زند

دامن این لاجوردی خیمه زرین طناب

یا به معمار قدر برگو که گرداند وسیع

کوچه این عالم کم وسعت پرپیچ و تاب

یا بفرما عشق بالادست محمل بسته را

کین قدر آتش نیفروزد به دل‌های کباب

خورده خون دل‌فکاران آن دو لعل نیم‌رنگ

برده خواب بی‌قراران آن دو چشم نیم‌خواب

ریخت تا از کلک مشتاق این غزل مطرب نواخت

با نوای ارغنون در بزم آهنگ رباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵زهی خطت ز عرق مشک ناب در ته آب
  2. شمارهٔ ۴۶شب تا سحر تو مست شکر خواب
  3. شمارهٔ ۴۷صبح شد ساقی بشو از دیده خواب
  4. شمارهٔ ۴۸نگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشب
  5. شمارهٔ ۴۹شب وصل است و آمد یار غیرش از قفا امشب
  6. شمارهٔ ۵۰کی در دل ما جز تو کسی را گذری هست
  7. شمارهٔ ۵۱جز جور کار طبع به کین مایل تو نیست
  8. شمارهٔ ۵۲رفتی تو ز بزم و نه همین نشئه ز می رفت
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.