پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

صبح شد ساقی بشو از دیده خواب

می بده واکرد گل بند نقاب

جنت نقد است ساقی می بیار

فصل گل دور قدح عهد شباب

گر تباهی شد گناه موج نیست

روز طوفان کشتی افکندم در آب

تشنه یارب با تف دل چون کند

دشت بی‌آب و تموز و آفتاب

جان نبردم از نوید وصل او

بود خوش افسانه رفتم بخواب

هم بما رحم آورد آن شعله خو

سوزد آتش را اگر دل بر کباب

از غم دوران دلم خون شد کجاست

غلغل مینا و گلبانگ رباب

ساقیا می ده که بی ما بس دهد

جام سیمین ماه و زرین آفتاب

مطربا سر کن ببانگ چنگ و نی

نقل دارا قصه افراسیاب

ریخت تا از کلک مشتاق این غزل

شاعران شستند دفترها به آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹شب وصل است و آمد یار غیرش از قفا امشب
  2. شمارهٔ ۵۰کی در دل ما جز تو کسی را گذری هست
  3. شمارهٔ ۵۱جز جور کار طبع به کین مایل تو نیست
  4. شمارهٔ ۵۲رفتی تو ز بزم و نه همین نشئه ز می رفت
  5. شمارهٔ ۵۳جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است
  6. شمارهٔ ۵۴تو را فلک به من ای ماه مهربان نگذاشت
  7. شمارهٔ ۵۵اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
  8. شمارهٔ ۵۶آنکه با من همنشین در عشق جانان من است
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.