پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است

بلبلی از چمنی در قفسی افتاده است

باید افغان ز جفای تو و افغان کز ضعف

کار ما خسته دلان با نفسی افتاده است

زان بکوی عدمم خوش که جز آن کوی کجاست

که نه آنجا بکسی کار کسی افتاده است

فصل گل شد چه بمرغی گذرد آه که او

بی پروبال بکنج قفسی افتاده است

سوز دم رشگ درین بادیه هرجا بینم

آتشی جسته و در جان خسی افتاده است

محمل ناز که زین‌دشت گذشته است که باز

دل بدنبال صدای جرسی افتاده است

آمدم سوی تو اکنون نکنم چون فریاد

که گذارم بر فیاد رسی افتاده است

هر کسم دید به دنبال نگاهت بی‌خود

گفت مستی به قفای عسسی افتاده است

نه همین خفته ز بیداد تو در خون مشتاق

کشته تیغ تو در خاک بسی افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
  2. شمارهٔ ۵۶آنکه با من همنشین در عشق جانان من است
  3. شمارهٔ ۵۷منت ز سر زلف توام یکسر مو نیست
  4. شمارهٔ ۵۸تو را که چرخ به کام من از جفا نگذاشت
  5. شمارهٔ ۵۹از صحن کعبه ساحت میخانه خوشتر است
  6. شمارهٔ ۶۰ز الفت خوبان که سودش اشک و آهی بیش نیست
  7. شمارهٔ ۶۱جور خوبان غمزدای جان غمناک من است
  8. شمارهٔ ۶۲به کوی یار مرا بار در گل افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.