پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

جور خوبان غمزدای جان غمناک من است

در محبت آنچه زهر غیر تریاک من است

از غمش شادم و زین غمگین که قدر افزون برش

جیب چاک غیر را از سینه چاک من است

از هوایش آتشم افروخت وقت آمد تمام

ریزد از چشم ترم آبی که در خاک من است

هست در عشقت دلیل پاکی دامان من

هر نشان کز خون دل بر دامن پاک من است

برق گو سوزد مرا تنها که گر آلایشی

هست در دامان این صحرا ز خاشاک من است

شهسوار وادی عشقم نیم فربه شکار

صید اگر لاغر نباشد ننگ فتراک من است

چون نگیرد سیل اشگم بی‌تو عالم را که هست

هر کجا بحری نمی از چشم نمناک من است

آخر این مشتاق کز تیغ بتان گشتم شهید

دردمندان را شفا از تربت پاک من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳یک گل بساحت چمن و طرف باغ نیست
  2. شمارهٔ ۶۴عشق آمد و غیر یار نگذاشت
  3. شمارهٔ ۶۵از جسم بکوی یار جان رفت
  4. شمارهٔ ۶۶گلی و گل رخی تا در چمن هست
  5. شمارهٔ ۶۷دلم بی‌او صفا هرگز ندیده است
  6. شمارهٔ ۶۸در چمن جوری که از باد خزان بر گل گذشت
  7. شمارهٔ ۶۹ننالم در قفس ای گل ز جور خار هجرانت
  8. شمارهٔ ۷۰آنکه درمان دل خسته عالم با اوست
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.