پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

یک گل بساحت چمن و طرف باغ نیست

کز غیرت عذار تو چون لاله داغ نیست

دارم ز ساغر تهی فقر سر خوشی

مستم ز باده‌ای که مرا در ایاغ نیست

خون میچکد ز ناله مرغ قفس چرا

خارش اگر بدل ز تمنای باغ نیست

مهر تو پرتوم بدل افکنده خانه‌ام

روشن ز نور شمع و فروغ چراغ نیست

مقصود عالمی تو و در تست آنچه هست

جوید چه رهروی که تو را در سراغ نیست

این درد دیگرم که بکوی غمت مرا

الماس بهر زخم و نمک بهر داغ نیست

تو آتشی و ما ز تو بی‌تاب چون سپند

از ما تو فارغ و ز تو ما را فراغ نیست

آشفته مغز ما نه همین از شمیم اوست

زان زلف کو کسی که پریشان دماغ نیست

مشتاق رفت از سر کویت ز جوش غیر

صد حیف ازین چن که درو غیر زاغ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵از جسم بکوی یار جان رفت
  2. شمارهٔ ۶۶گلی و گل رخی تا در چمن هست
  3. شمارهٔ ۶۷دلم بی‌او صفا هرگز ندیده است
  4. شمارهٔ ۶۸در چمن جوری که از باد خزان بر گل گذشت
  5. شمارهٔ ۶۹ننالم در قفس ای گل ز جور خار هجرانت
  6. شمارهٔ ۷۰آنکه درمان دل خسته عالم با اوست
  7. شمارهٔ ۷۱خوش آنکه گشته تسلیم بر حکمت از بدایت
  8. شمارهٔ ۷۲خونم ز لب بوسه فریب تو هوس ریخت
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.