پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

خوش آنکه گشته تسلیم بر حکمت از بدایت

لب بسته از بد و نیک نه شکر و نه شکایت

ای دشمن قوی چیست بیمت ز ما ضعیفان

ما را نه زور خصمی نه از کسی حمایت

بر درگه تو دادند پاداش خدمتم را

هر خادمی که دارد مخدوم بی‌عنایت

درمانده داردم سخت آن سنگدل که در وی

نه گریه راست تأثیر نه ناله را سرایت

بستیم رخت از آن کو کانجاست خواری افزون

آن بنده که بیش است مستوجب رعایت

ما کجرو از الستیم ای هادی طریقت

آنرا بجو که باشد شایسته هدایت

چون در طلب نمیریم نادیده روی منزل

هم پای جستجو لنگ هم راه بینهایت

از بیم خوی تندت خون شد دلم چه سازم

نه طاقت خموشی نه جرأت شکایت

شد کشور دل ما ویران ز جور دشمن

دستی برآر وقت است ای صاحب ولایت

برد از حدیث وصلت خواب عدم جهانرا

فریاد ازین فسانه افغان از این حکایت

تا کی کشی ازو سر کز فیض طبع قانع

زان لب بود دوبوسی مشتاق را کفایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
  2. شمارهٔ ۷۴زان در کجا توان رفت از بی‌پناهی ای دوست
  3. شمارهٔ ۷۵سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
  4. شمارهٔ ۷۶منم که داغ عزیزان هر دیارم سوخت
  5. شمارهٔ ۷۷به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشت
  6. شمارهٔ ۷۸گشته‌ام از فیض عشق موی به مو دوست دوست
  7. شمارهٔ ۷۹اگر حرم بود ار دیرخانه خانه تست
  8. شمارهٔ ۸۰دور از توام بجز غم و رنج و ملال چیست
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.