پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

زان در کجا توان رفت از بی‌پناهی ای دوست

با دوستان جفا کن چندانکه خواهی ای دوست

رحمی که از جفایت در لجه محبت

وقتست کشتی ما گردد تباهی ای دوست

دور از زلال وصلت در خاک می‌تپد دل

چون از جدایی آب لب تشنه ماهی ای دوست

در گلستان عشقت از سرخ و زرد ما را

اشکی‌ست ارغوانی رنگی‌ست کاهی ای دوست

ما دادخواه عشق و تو پادشاه حسنی

پیش تو لب چه بندیم از دادخواهی ای دوست

روزیست کز غمت صبح گردد شب حیاتم

روزی که خواهد انداخت داغم سیاهی ای دوست

یک بنده‌ات چو من نیست کاول بر آستانت

خود بندگی گزیدم بر پادشاهی ای دوست

پیشت به شِکْوِه مشتاق زان لب نمی‌گشاید

کز جور خویش دانی حالش کماهی ای دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶منم که داغ عزیزان هر دیارم سوخت
  2. شمارهٔ ۷۷به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشت
  3. شمارهٔ ۷۸گشته‌ام از فیض عشق موی به مو دوست دوست
  4. شمارهٔ ۷۹اگر حرم بود ار دیرخانه خانه تست
  5. شمارهٔ ۸۰دور از توام بجز غم و رنج و ملال چیست
  6. شمارهٔ ۸۱گوشت کجا به ناله‌ام ای‌دل فریب هست
  7. شمارهٔ ۸۲زد قدم هرکس به گیتی پیشه دیگر گرفت
  8. شمارهٔ ۸۳ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.