پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

زد قدم هرکس به گیتی پیشه دیگر گرفت

وقت رندی خوش که در دیر آمد و ساغر گرفت

در هوای گلشن آن مرغ به خاک افتاده‌ام

کاتشم از گرم پروازی به بال و پر گرفت

جور کمتر کن مبین کوتاه دستم را که هست

عاجز اما میتواند دامن داور گرفت

نیست در عالم جوان‌مردی چو پیر می‌فروش

کو بر من می ز زاهد خرقه و دفتر گرفت

در خرابات مغان کی زیردست غم شویم

تا ز دستی می‌تواند دست ما ساغر گرفت

هیچ‌کس لب تا دم مردن نبست از حرف عشق

این حکایت را بپایان چون رساند از سر گرفت

شعله‌گر از ازل از آه گرمی برنخاست

آسمان بهر چه یارب رنگ خاکستر گرفت

آه گرمی بر لب مشتاق دوش از دل رسید

رفت تا در خود کشد دم پای تا سر درگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات
  2. شمارهٔ ۸۵از دوست قالب من دیوانه پرشده است
  3. شمارهٔ ۸۶به ناله صبحدمم بلبل خوش‌الحان گفت
  4. شمارهٔ ۸۷بگذر از دیر و حرم جانانه جای دیگر است
  5. شمارهٔ ۸۸کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
  6. شمارهٔ ۸۹بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است
  7. شمارهٔ ۹۰گر بعاشق سر عتابش نیست
  8. شمارهٔ ۹۱بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.