پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است

کدام عقده چو این عقده مشکل افتاده است

دمی بوصل تو چرخم چو آن غریق رساند

که مرده است وز دریا بساحل افتاده است

دلم ز کوی بتان کی رهد که هر قدمی است

بخاک دامی و صیاد غافل افتاده است

جز اشگ ما که بخود عمری از غمت نالید

کدام قطره بدریا مقابل افتاده است

براه کوی تو آن رهروم که چون شده خاک

بسعی باد گذراش بمنزل افتاده است

ز پایمال حوادث چه شکوه مجنونرا

که گشته گرد و بدنبال محمل افتاده است

ز برق نیست غمم مزرع مرا مشتاق

ز تاب تشنگی آتش به حاصل افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است
  2. شمارهٔ ۹۲بر بلبل آنچه از ستم باغبان گذشت
  3. شمارهٔ ۹۳گر چو من از گلشن عشقش بدل جز خار نیست
  4. شمارهٔ ۹۴نه صیدی جان برد از صیدگاه چشم فتانت
  5. شمارهٔ ۹۵فلک سرگشته از سودای عشقست
  6. شمارهٔ ۹۶عالم خراب از نگه می‌پرست تست
  7. شمارهٔ ۹۷به پایت دوش می‌افتاد گاهی راست گاهی کج
  8. شمارهٔ ۹۸با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.