پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

نه صیدی جان برد از صیدگاه چشم فتانت

نه تیری کم شود از ترکش پرتیر مژگانت

ندارد چشمه وصلت نشان چون نسپرد جانرا

خضر هم تشنه لب در جستجوی آب حیوانت

مکن دست رقیبان را به خود گستاخ میترسم

گل از بسیاری گلچین نماند در گلستانت

نجویم بهر گلگشت چمن از قید آزادی

که خوشتر باشدم از طرف گلشن کنج زندانت

تو دادم میدهی داد از تو گر خواهم دریغ اما

ندارم دست گستاخی که آویزم بدامانت

تغافل پیشه یارا چون ننالم از تو دیری شد

که محرومم ز جور آشکار و لطف پنهانت

تو از می با حریفان در چمن سرخوش چه غم داری

که از حسرت دهد مشتاق جان در کنج زندانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶عالم خراب از نگه می‌پرست تست
  2. شمارهٔ ۹۷به پایت دوش می‌افتاد گاهی راست گاهی کج
  3. شمارهٔ ۹۸با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ
  4. شمارهٔ ۹۹تا ز گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود
  5. شمارهٔ ۱۰۰خاک ار شوم به کوی تو گردم نمی‌رسد
  6. شمارهٔ ۱۰۱گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد
  7. شمارهٔ ۱۰۲پایی به پای دشت‌نوردم نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۱۰۳ز خیلی کجا چون تو شاهی برآید
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.