پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد

مبادا در بروی هیچ کس پیر مغان بندد

بدشمن عهد یاری یار ما محکم چنان بندد

که نتواند بکوشش بگسلد با دوستان بندد

چه حاجت تیغ بندد بر میان کز شوق میمیرم

بقتلم چون میان نازک آن نازک میان بندد

جفاکارند خوبان سهی قد وای بر مرغی

کزین نازک نهالان بر نهالی آشیان بندد

سرم رفت از زبان بر باد شمع‌آسا خوشا آنکس

که در هر محفل آمد گوش بگشاید زبان بندد

بخونم چون نغطاند خدنگ آن شکار افکن

که بر خاک افکند صد صید تازه بر کمان بندد

چه فیضم از بهار حسن او رسم قدیمست این

که چون فصل گل آید باغ را در باغبان بندد

نیم پی بستگی مشتاق هرگز از دو زلف آن

گره پیوسته از کارم گر این بگشاید آن بندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ز خیلی کجا چون تو شاهی برآید
  2. شمارهٔ ۱۰۴گرم صد داغ بر جان می‌گذارد
  3. شمارهٔ ۱۰۵نه در سر غیر سودای تو باشد
  4. شمارهٔ ۱۰۶به هر کام غیر آن شیرین‌سخن می‌پرورد
  5. شمارهٔ ۱۰۷آن دل که غم بتان ندارد
  6. شمارهٔ ۱۰۸نه از جفای تو زیبا صنم نخواهد ماند
  7. شمارهٔ ۱۰۹دلم کز آتش جان‌سوز غم نخواهد ماند
  8. شمارهٔ ۱۱۰دوش در طرف چمن بلبلی افغان می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.