پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

گر بعاشق سر عتابش نیست

هرچه گویم چرا جوابش نیست

گر نه کارم بهجر خویش گذاشت

بهر قتلم چرا شتابش نیست

کوی عشقست چون گذرگه سیل

که بجز خانه خرابش نیست

چون زنم دیده برهم آینه‌وار

چشم حیران عشق خوابش نیست

زاری از عشق بس دلا کاتش

رحم بر گریه کبابش نیست

کشتئی را که داد تن بشکست

بیمی از بحر و انقلابش نیست

منم آن رهروی که عشق افکند

تشنه دروادئی که آبش نیست

گفتمش چاره کن غم مشتاق

که ز هجرت توان و تابش نیست

گفت سیماب‌وار جز مردن

چاره بهر اضطرابش نیست

گفتمش غیر از این علاج دگر

بهر سوز دل کبابش نیست

بر لب انگشت زد مرا یعنی

که خموش این سخن جوابش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲بر بلبل آنچه از ستم باغبان گذشت
  2. شمارهٔ ۹۳گر چو من از گلشن عشقش بدل جز خار نیست
  3. شمارهٔ ۹۴نه صیدی جان برد از صیدگاه چشم فتانت
  4. شمارهٔ ۹۵فلک سرگشته از سودای عشقست
  5. شمارهٔ ۹۶عالم خراب از نگه می‌پرست تست
  6. شمارهٔ ۹۷به پایت دوش می‌افتاد گاهی راست گاهی کج
  7. شمارهٔ ۹۸با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۹۹تا ز گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.