پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

به ناله صبحدمم بلبل خوش‌الحان گفت

که از جفای گل آن می‌کشم که نتوان گفت

به گوش جان دلم این نکته دوش پنهان گفت

غمی‌ست عشق که نتوان نهفت و نتوان گفت

جگرخراش از آن شد صفیر مرغ اسیر

که هرچه گفت ز محرومی گلستان گفت

حدیث پیک صبا کرد بازم آشفته

که گفت قصه زلف تو و پریشان گفت

کسی که سر زد از او راز عشق فرقی نیست

گر آشکار نگفت این حدیث و پنهان گفت

ز دوری چمن آن بلبلم که تا جان داد

به ناله قصه دور و دراز هجران گفت

مزن ز حوصله گو لاف خستگی در عشق

که درد خود به طبیب از برای درمان گفت

نکرده خدمت استاد کس نشد استاد

نخستم این سخن استاد در دبستان گفت

چنان برت بخروشم که عندلیب به گل

به ناله درد دل خویش با صد افغان گفت

نظر به همت مشتاق کن که در همه عمر

نگفت جز سخن عشق و هرچه گفت آن گفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
  2. شمارهٔ ۸۹بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است
  3. شمارهٔ ۹۰گر بعاشق سر عتابش نیست
  4. شمارهٔ ۹۱بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است
  5. شمارهٔ ۹۲بر بلبل آنچه از ستم باغبان گذشت
  6. شمارهٔ ۹۳گر چو من از گلشن عشقش بدل جز خار نیست
  7. شمارهٔ ۹۴نه صیدی جان برد از صیدگاه چشم فتانت
  8. شمارهٔ ۹۵فلک سرگشته از سودای عشقست
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.