پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشت

به پنبه آتش‌سوزان نهفته نتوان داشت

نشد نصیبم از آن بوسه چه حالست این

که تشنه مردم و لعل تو آب حیوان داشت

به خون عاشق از اظهار عشق تشنه شوی

فغان که درد ترا باید از تو پنهان داشت

نگین سلطنتست از دو کون کندن دل

گمان مکن که چنین خاتمی سلیمان داشت

بیا که در تن ما بی‌رخ تو شکوه جان

شکایتست که یوسف ز رنج زندان داشت

خوش آن مریض که در بستر رضا جان داد

نه انتظار طبیب و نه فکر درمان داشت

رود زیاد به ساحل رسیده را حالی

که از طلاطم دریا بروز طوفان داشت

کنون نه دیده من در طلسم حیرت از اوست

مرا چو آینه رویت همیشه حیران داشت

دمید صبح شب عمر و دم نزد صبحم

خوش آن زمان که شب انتظار پایان داشت

فکند ناله مشتاق در جهان آتش

ز داغ‌ها که به جان از فراق جانان داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹اگر حرم بود ار دیرخانه خانه تست
  2. شمارهٔ ۸۰دور از توام بجز غم و رنج و ملال چیست
  3. شمارهٔ ۸۱گوشت کجا به ناله‌ام ای‌دل فریب هست
  4. شمارهٔ ۸۲زد قدم هرکس به گیتی پیشه دیگر گرفت
  5. شمارهٔ ۸۳ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست
  6. شمارهٔ ۸۴جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات
  7. شمارهٔ ۸۵از دوست قالب من دیوانه پرشده است
  8. شمارهٔ ۸۶به ناله صبحدمم بلبل خوش‌الحان گفت
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.