پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

چه شد گاهی به حرفی آن دو لعل دلگشا بگشا

اگر از بهر ما نگشایی از بهر خدا بگشا

ز پهلوی تو عمری شد گشادی آرزو دارم

اگر خواهی که بگشاید دلم بند قبا بگشا

نخواهم رفت جایی، مرغ دست‌آموز صیادم

دو روزی از برای امتحان بندم ز پا بگشا

گشایی عقده‌ام هرگه گشادش مصلحت دانی

نمی‌گویم من از کارم گره مگشای یا بگشا

اگرچه عقده از خاطری نگشوده هرگز

گره از خاطر مشتاق از بهر خدا بگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲بس که بر دل زخم جور از خار و خس باشد مرا
  2. شمارهٔ ۴۳صبح شد ساقی بشو ز آیینهٔ رو زنگ خواب
  3. شمارهٔ ۴۴با غیر چو میکشی می ناب
  4. شمارهٔ ۴۵زهی خطت ز عرق مشک ناب در ته آب
  5. شمارهٔ ۴۶شب تا سحر تو مست شکر خواب
  6. شمارهٔ ۴۷صبح شد ساقی بشو از دیده خواب
  7. شمارهٔ ۴۸نگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشب
  8. شمارهٔ ۴۹شب وصل است و آمد یار غیرش از قفا امشب
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.