پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا

کشت نالیدن این مرغ گرفتار مرا

بی‌بقا شادی وصل تو و دانم که ز پی

آرد این خنده کم گریه بسیار مرا

چه شد ار داد به‌صدرنگ گل آن گلبن ناز

که ازو نیست بجز دامن پرخار مرا

منم از رونق جنس هنر آفت زده‌ای

که زد آتش بدکان گرمی بازار مرا

گومبر جانب گلشن قفسم را صیاد

بس بود ناله‌ای از حسرت گلزار مرا

نرود تیرگی از بخت بکوشش گو باد

روز روشن دگران را و شب تار مرا

آنکه آخر بصد افسانه بخوابم میکرد

ساخت از خواب عدم بهر چه بیدار مرا

گو طبیبم نکند چاره مریض عشقم

که دل‌ خسته بود خوش تن بیمار مرا

نیست گویائیم از خویش چو طوطی مشتاق

این سخن‌هاست از آن آینه رخسار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸توئی که چاشنی آشتی است جنگ ترا
  2. شمارهٔ ۱۹نیست کس به عهد ما یار یار خویش را
  3. شمارهٔ ۲۰برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
  4. شمارهٔ ۲۱دل داد دامن از کف تا زلف یار خود را
  5. شمارهٔ ۲۲تو و از ناز سرگرانی‌ها
  6. شمارهٔ ۲۳گفتی شویم کی من از او او ز من جدا
  7. شمارهٔ ۲۴بی‌تو مرگ آسوده سازد اضطراب دل مرا
  8. شمارهٔ ۲۵نگیرد دل قرار از تاب تب بیمار هجران را
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.