پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی

غزلیات

۳۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ جور خوبان غمزدای جان غمناک من است
  2. شمارهٔ ۶۲ به کوی یار مرا بار در گل افتاده است
  3. شمارهٔ ۶۳ یک گل بساحت چمن و طرف باغ نیست
  4. شمارهٔ ۶۴ عشق آمد و غیر یار نگذاشت
  5. شمارهٔ ۶۵ از جسم بکوی یار جان رفت
  6. شمارهٔ ۶۶ گلی و گل رخی تا در چمن هست
  7. شمارهٔ ۶۷ دلم بی‌او صفا هرگز ندیده است
  8. شمارهٔ ۶۸ در چمن جوری که از باد خزان بر گل گذشت
  9. شمارهٔ ۶۹ ننالم در قفس ای گل ز جور خار هجرانت
  10. شمارهٔ ۷۰ آنکه درمان دل خسته عالم با اوست
  11. شمارهٔ ۷۱ خوش آنکه گشته تسلیم بر حکمت از بدایت
  12. شمارهٔ ۷۲ خونم ز لب بوسه فریب تو هوس ریخت
  13. شمارهٔ ۷۳ دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
  14. شمارهٔ ۷۴ زان در کجا توان رفت از بی‌پناهی ای دوست
  15. شمارهٔ ۷۵ سوی غربت آن بت خودکام محمل بست و رفت
  16. شمارهٔ ۷۶ منم که داغ عزیزان هر دیارم سوخت
  17. شمارهٔ ۷۷ به دل چگونه توان داغ عشق پنهان داشت
  18. شمارهٔ ۷۸ گشته‌ام از فیض عشق موی به مو دوست دوست
  19. شمارهٔ ۷۹ اگر حرم بود ار دیرخانه خانه تست
  20. شمارهٔ ۸۰ دور از توام بجز غم و رنج و ملال چیست
  21. شمارهٔ ۸۱ گوشت کجا به ناله‌ام ای‌دل فریب هست
  22. شمارهٔ ۸۲ زد قدم هرکس به گیتی پیشه دیگر گرفت
  23. شمارهٔ ۸۳ ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست
  24. شمارهٔ ۸۴ جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات
  25. شمارهٔ ۸۵ از دوست قالب من دیوانه پرشده است
  26. شمارهٔ ۸۶ به ناله صبحدمم بلبل خوش‌الحان گفت
  27. شمارهٔ ۸۷ بگذر از دیر و حرم جانانه جای دیگر است
  28. شمارهٔ ۸۸ کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
  29. شمارهٔ ۸۹ بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است
  30. شمارهٔ ۹۰ گر بعاشق سر عتابش نیست
  31. شمارهٔ ۹۱ بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است
  32. شمارهٔ ۹۲ بر بلبل آنچه از ستم باغبان گذشت
  33. شمارهٔ ۹۳ گر چو من از گلشن عشقش بدل جز خار نیست
  34. شمارهٔ ۹۴ نه صیدی جان برد از صیدگاه چشم فتانت
  35. شمارهٔ ۹۵ فلک سرگشته از سودای عشقست
  36. شمارهٔ ۹۶ عالم خراب از نگه می‌پرست تست
  37. شمارهٔ ۹۷ به پایت دوش می‌افتاد گاهی راست گاهی کج
  38. شمارهٔ ۹۸ با بلبل مسکین گل و بیداد و دگر هیچ
  39. شمارهٔ ۹۹ تا ز گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود
  40. شمارهٔ ۱۰۰ خاک ار شوم به کوی تو گردم نمی‌رسد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ گشاید از در میخانه هر در کاسمان بندد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ پایی به پای دشت‌نوردم نمی‌رسد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ز خیلی کجا چون تو شاهی برآید
  44. شمارهٔ ۱۰۴ گرم صد داغ بر جان می‌گذارد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ نه در سر غیر سودای تو باشد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ به هر کام غیر آن شیرین‌سخن می‌پرورد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ آن دل که غم بتان ندارد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ نه از جفای تو زیبا صنم نخواهد ماند
  49. شمارهٔ ۱۰۹ دلم کز آتش جان‌سوز غم نخواهد ماند
  50. شمارهٔ ۱۱۰ دوش در طرف چمن بلبلی افغان می‌کرد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ لب شیرین تو شیرین‌تر از آن ساخته‌اند
  52. شمارهٔ ۱۱۲ نه ز آب و گلت ای نخل جوان ساخته‌اند
  53. شمارهٔ ۱۱۳ در چمن مرغ چمن ناله چو بنیاد کند
  54. شمارهٔ ۱۱۴ سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود
  55. شمارهٔ ۱۱۵ گفتی او راست وفاپیشه بلی گر می‌بود
  56. شمارهٔ ۱۱۶ می دو چشم تو ندانم ز چه پیمانه زدند
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ناله به کوی او دلم بهر چه بس نمی‌کند
  58. شمارهٔ ۱۱۸ به لب صدبار جانم در رهش گر ز انتظار آید
  59. شمارهٔ ۱۱۹ عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد

متن اشعار به نقل از گنجور.