پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

به لب صدبار جانم در رهش گر ز انتظار آید

از آن خوش‌تر که همراه رقیب آن گل‌عذار آید

به کف دامانش آوردم به صد سعی و رها کردم

ز دستم جز به هم سودن بگو دیگر چه کار آید

غباری هرکجا از دور بینم پیش ره گیرم

به امیدی که از دنبال گرد آن شهسوار آید

نرفتم یک ره از کوی تو خوشدل باشم آن عاشق

که هربار از نخست آزرده‌تر از کوی یار آید

نشاندی چون به راه و عده‌ام زان سرگران رفتن

به لب دانستم آخر جان من از انتظار آید

روم چند از درت نومیدتر ز اول خوش آن عاشق

که آید از سر کوی تو و امیدوار آید

بدان امید نخلی را توان صد سال پروردن

که شیرین گردد از وی کام تلخی چون به بار آید

جفاهای ترا چون بشمرم کز صد یکی ماند

همان نشمرده از جور تو و روز شمار آید

مکن مشتاق را منع از می وصلت چه خواهد شد

کشد زین باده مخموری و بیرون از خمار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد
  2. شمارهٔ ۱۲۱سر کوی اوست جایی که صبا گذر ندارد
  3. شمارهٔ ۱۲۲نشاط‌انگیز آفاق است اگر صاحبدمی خندد
  4. شمارهٔ ۱۲۳رَستنش از دامت احتمال ندارد
  5. شمارهٔ ۱۲۴دولت فقر آفت زوال ندارد
  6. شمارهٔ ۱۲۵خوانم او را دعا همین باشد
  7. شمارهٔ ۱۲۶از آن غم را دل ما خانه باشد
  8. شمارهٔ ۱۲۷نیم غمین که به گردون مرا فغان نرسد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.