پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

از آن غم را دل ما خانه باشد

که آن جغد است و این ویرانه باشد

بمن شد آشنا ناآشنائی

که از هر آشنا بیگانه باشد

نیم مرغی که در دام تو او را

خیال دام و فکر دانه باشد

کجا جویم می وصلت که این می

نه در مینا نه در پیمانه باشد

پس از مرگم ز حسرت سوزد آنشمع

که خاکش تربت پروانه باشد

شبی باشد مرا از روز خوشتر

که زلفت در کفم چون شانه باشد

از آن شد بسته زلف تو مشتاق

که آن زنجیر و این دیوانه باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸کسیکه دور شدت چون ز آستان میرد
  2. شمارهٔ ۱۲۹چه عجب که وقت مردن به مزار ما بیاید
  3. شمارهٔ ۱۳۰از دم باد صبا بوی کسی می‌آید
  4. شمارهٔ ۱۳۱یار یار امروز یاری نیست یاران را چه شد
  5. شمارهٔ ۱۳۲خواهد آورد خط و ترک جفا خواهد کرد
  6. شمارهٔ ۱۳۳مرا بخت سبز از فلک دوش بود
  7. شمارهٔ ۱۳۴خدات خواهی اگر از بلا نگه دارد
  8. شمارهٔ ۱۳۵روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.