پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

چه عجب که وقت مردن به مزار ما بیاید

که نیامدست وقتی که به کار ما بیاید

دل هر کسی ز نازی شده صید دلنوازی

چه شود که شاهبازی به شکار ما بیاید

اگر اینچنین گدازد تن ما در انتظارش

ز میان رویم تا او به کنار ما بیاید

به دیار یار باشم نگران که مدتی شد

نه از آن دیار پیکی به دیار ما بیاید

چه کنیم دور از آن کو دل هرزه‌گرد خود را

که دگر نه آن دل است این که به کار ما بیاید

به جز آنکه دیدهٔ ما ز غمش سفید گردد

سحری کی از قفای شب تار ما بیاید

سپریم جان چو مشتاق اگر از جفا به راهش

چه عجب که هرچه گویی ز نگار ما بیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱یار یار امروز یاری نیست یاران را چه شد
  2. شمارهٔ ۱۳۲خواهد آورد خط و ترک جفا خواهد کرد
  3. شمارهٔ ۱۳۳مرا بخت سبز از فلک دوش بود
  4. شمارهٔ ۱۳۴خدات خواهی اگر از بلا نگه دارد
  5. شمارهٔ ۱۳۵روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بود
  6. شمارهٔ ۱۳۶نه هر مهی روش مهرگستری داند
  7. شمارهٔ ۱۳۷بوسه‌ای دوش ز لعل تو براتم دادند
  8. شمارهٔ ۱۳۸دل چرا چون شمع جز آه سربارش نباشد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.