پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

نه هر مهی روش مهرگستری داند

نه هر که خواجه شود بنده پروری داند

هزار شیوه بکار است دلربایان را

نه هر که برد دلی رسم دلبری داند

بآن صنم ره و رسم وفا چه آموزم

که مهر خود روش ذره‌پروری داند

خوشست ناله و فریاد دادخواهانش

وگرنه خسرو من دادگستری داند

بجام و آینه تا ننگرند آخر کار

نه جم جمی نه سکندر سکندری داند

دلم ربود و رخ از من نهفت و حیرانم

که نیست او پری و شیوه‌پری داند

گرت دلیست بمعشوق و دلستانی ده

که قدر گوهر یکدانه گوهری داند

خبر ز عشق ندارد کسی که رونق دهر

ز گردش فلک و ماه مشتری داند

غنی ز سیم و زر از فیض مستیم ورنه

گدای کوی مغان کیمیاگری داند

کشد زاده خود را ز کین مدار طمع

که آسمان پدری خاک مادری داند

مپرس از ستم یار جز ز من مشتاق

که هم پری زده خوی به پری داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸دل چرا چون شمع جز آه سربارش نباشد
  2. شمارهٔ ۱۳۹مژده ای دل که شب فرقت یار آخر شد
  3. شمارهٔ ۱۴۰صد چشمم و رخسار تو دیدن نگذارند
  4. شمارهٔ ۱۴۱شام شد زلف سیاه تو به یادم آمد
  5. شمارهٔ ۱۴۲گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
  6. شمارهٔ ۱۴۳خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
  7. شمارهٔ ۱۴۴خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
  8. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.