پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

مژده ای دل که شب فرقت یار آخر شد

روز تاریک سرآمد شب تار آخر شد

یار از غیر برید الفت و با ما پیوست

بود ربطی که میان گل و خار آخر شد

از دم سرد خزان آنچه به گلشن می‌رفت

عاقبت از نفس گرم بهار آخر شد

صندل دردسرم شد می وصلش صد شکر

محنت مستی و اندوه خمار آخر شد

گشت آیینه‌صفت خاک چمن عکس‌پذیر

که ز صیقل‌گری ابر غبار آخر شد

می‌رسد آنچه به ما از ستم هجر گذشت

می‌کشد آنچه دل از فرقت یار آخر شد

از گل آن جور که بر بلبل مسکین می‌رفت

عاقبت از اثر ناله زار آخر شد

می‌کشد آن همه محنت که ز هجران مشتاق

یارش از مهر چو آمد به کنار آخر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱شام شد زلف سیاه تو به یادم آمد
  2. شمارهٔ ۱۴۲گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
  3. شمارهٔ ۱۴۳خوش آنکه مرا وصل تن سیمنتی بود
  4. شمارهٔ ۱۴۴خوش آنکه شمع خلوتم آن سروناز بود
  5. شمارهٔ ۱۴۵من و پاس تیر جفای او که مباد بر جگری رسد
  6. شمارهٔ ۱۴۶منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد
  7. شمارهٔ ۱۴۷به جز میی که لب لعل یار من دارد
  8. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.