پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

منم آنکه هر نفسم به دل ستمی ز عشوه‌گری رسد

غم دلبری نشود کهن که ز تازه تازه‌تری رسد

به سریر سلطنت آن صنم زند از نشاط و سرور دم

به امید این من و کنج غم که ز یوسفم خبری رسد

منم آنکه می‌کشدم به خون ز خدنگ رشک شهید خود

ز کمان ناز تو ناوکی به غلط چو بر جگری رسد

همه زخم حسرتم از لبت من خسته‌دل نبود روا

نمکی ز شهد تبسمت به جراحت دگری رسد

شده روز من چه شب سیه ز ندیدنت چه خوش آن زمان

که ز چهره پرده برافکنی و شب مرا سحری رسد

رهم از محیط غمت چه سان که ز سخت‌گیری آسمان

نه به ساحلی گذرم فتد نه به کشتی‌ام خطری رسد

چه کنم اگر من خسته جان به ره وفا نکنم فغان

نه نسیمی از طرفی وزد نه ز جانبی خبری رسد

چه حذر ز خصم قوی مرا که اگر رسد مددی ز تو

سپه عدو شکند به هم به شکستگان ظفری رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
  2. شمارهٔ ۱۴۹یارم به کنار امشب آمد
  3. شمارهٔ ۱۵۰چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
  4. شمارهٔ ۱۵۱کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
  5. شمارهٔ ۱۵۲قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند
  6. شمارهٔ ۱۵۳بدی از نیک بر نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۵تا کوی تو بی‌رهبری و راهبری چند
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.