پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود

که خواهد آمدن تا زین میان آخر به کار خود

نخواهم پرتو از مهر و فروغ از مه که در عشقت

خوشم با روزهای تیره و شبهای تار خود

باین شادم که نتوانم کنم گردآوری خود را

بکویت گر پریشان ساختم مشت غبار خود

ز بی‌قدری ندارم عزتی ناخوانده مهمانم

ببزم او مکرر آزمودم اعتبار خود

تو را با غیر دیدم کرد غیرت بیخودم ورنه

به زخم کاریی میساختم زین تیغ کار خود

خوشم گر خاک جولانگاه او گشتم بامیدی

که گردم گرد و افتم در قفای شهسوار خود

ز تیغش آن شهید بی‌کسم مشتاق در کویش

که غیر از شمع دلسوزی ندیدم بر مزار خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳بدی از نیک بر نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۵تا کوی تو بی‌رهبری و راهبری چند
  4. شمارهٔ ۱۵۶خوبان سزد که پنجه بخونم فرو کنند
  5. شمارهٔ ۱۵۷آنان که می طلب زخم آرزو کنند
  6. شمارهٔ ۱۵۸عاشق ز دل و جان چه خبر داشته باشد
  7. شمارهٔ ۱۵۹پی چه گلبن بختم گل مراد دهد
  8. شمارهٔ ۱۶۰گرنه ز بیوفایی گل یاد میکند
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.