پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود

جز این نبود گر آخر یار‌ی‌ای دیدم ز یار خود

به خون خود ز تیرش غلتم و شادم به امیدی

که آید آن شکارافکن به سر وقت شکار خود

بس است امیدگاه من جفا ترسم بدل سازی

به ناامیدی امید دل امیدوار خود

ز تاراج خزانم نیست پروا خاربن باشم

چه گل در باردارم تا بلرزم بر بهار خود

منم مشتاق از سودای زلف او سیه‌روزی

که نشناسم ز هم از تیرگی لیل و نهار خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند
  2. شمارهٔ ۱۵۳بدی از نیک بر نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۵تا کوی تو بی‌رهبری و راهبری چند
  5. شمارهٔ ۱۵۶خوبان سزد که پنجه بخونم فرو کنند
  6. شمارهٔ ۱۵۷آنان که می طلب زخم آرزو کنند
  7. شمارهٔ ۱۵۸عاشق ز دل و جان چه خبر داشته باشد
  8. شمارهٔ ۱۵۹پی چه گلبن بختم گل مراد دهد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.