پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

یارم به کنار امشب آمد

جانی ز نوم به قالب آمد

بازآ که چو ساغر پر از می

جانم ز غم تو بر لب آمد

وصل تو به هجر شد مبدل

روزم رفت وز پی شب آمد

از سوز غمت فغان که دوزخ

یک شعله ز تاب این تب آمد

عشق استادیست کز ازل عقل

چون طفلانش به مکتب آمد

تو ای مه مهروش که حالت

سرمایه رشک کوکب آمد

آن مطلوبی که طالبان را

سودای تو عین مطلب آمد

سیب زنخت که منزل او

بالای ترنج غبغب آمد

گر نیمه شبی به دست مشتاق

آمد به هزار یارب آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱کسان مشغول کار خویش و من مشغول یار خود
  2. شمارهٔ ۱۵۲قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند
  3. شمارهٔ ۱۵۳بدی از نیک بر نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
  5. شمارهٔ ۱۵۵تا کوی تو بی‌رهبری و راهبری چند
  6. شمارهٔ ۱۵۶خوبان سزد که پنجه بخونم فرو کنند
  7. شمارهٔ ۱۵۷آنان که می طلب زخم آرزو کنند
  8. شمارهٔ ۱۵۸عاشق ز دل و جان چه خبر داشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.