پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

قاصدی باز آمد و حرفی ز جائی می‌زند

سوخت از شوقم که حرف آشنائی می‌زند

چون به صیدی غمزه‌ات تیر جفایی می‌زند

ناوک رشگی بجان مبتلائی می‌زند

چاره‌ام مر گست در بحر غمت از اضطراب

نسپرد تا غرقه جان را دست و پائی می‌زند

من خموشم در سر کویت ز بیم مدعی

ورنه هر مرغی بگلزاری نوائی می‌زند

کشت ما را برق جانسوز غمت تنها نسوخت

خویشتن را هر دم این ظالم بجائی می‌زند

خویش را خواهد به یاد قاتل آرد روز حشر

گر شهید عشق حرف خونبهائی می‌زند

عشق جانسوز آتشی باشد که هر دم از تفش

دود آهی سر ز جان مبتلائی می‌زند

چون نگردد در رهت مشتاق پامال ستم

هرکه می‌آیی بر آن افتاده پائی می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴دیدی آخر آنچه با من طالع ناساز کرد
  2. شمارهٔ ۱۵۵تا کوی تو بی‌رهبری و راهبری چند
  3. شمارهٔ ۱۵۶خوبان سزد که پنجه بخونم فرو کنند
  4. شمارهٔ ۱۵۷آنان که می طلب زخم آرزو کنند
  5. شمارهٔ ۱۵۸عاشق ز دل و جان چه خبر داشته باشد
  6. شمارهٔ ۱۵۹پی چه گلبن بختم گل مراد دهد
  7. شمارهٔ ۱۶۰گرنه ز بیوفایی گل یاد میکند
  8. شمارهٔ ۱۶۱هرگز ای گل از تو بلبل شیوه یاری ندید
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.