پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

هرگز ای گل از تو بلبل شیوه یاری ندید

مدعی جز عزت و عاشق بجز خواری ندید

عندلیب ما که عمری همقفس با زاغ بود

از رهائی دید ذوقی کز گرفتاری ندید

غیر من کز کف دلم افکند و کم کردش که داد

دل به دست او کز او آئین دلداری ندید

میکند در قتل من اکنون نه امداد رقیب

غیر غیر از یار من هرگز کسی یاری ندید

ناله زار من از من یار را بیزار کرد

در محبت کس مگو تأثیر را زاری ندید

هست چشم خونفشان شاهد که هرگز از بتان

عاشق آزرده‌دل غیر از دل‌آزاری ندید

در رهش افتاده بودم آمد و دید و گذشت

سرگران از من بآئینی که پنداری ندید

بهر کامی از تو هر دم میرسد صد خفتم

هیچ گلبن اینقدر از باغبان‌خواری ندید

چون دل غمگین من یکدل مبادا کز بتان

غم فراوان دید اما هیچ غمخواری ندید

غیر اشک آتشین شبهای هجران همچو شمع

چشم ما هرگز گل خیری ز بیداری ندید

خسته درد محبت بود تا بسپرد جان

صحتی مشتاق از دنبال بیماری ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳خوش آن گروه که در بر رخِ جهان بستند
  2. شمارهٔ ۱۶۴گردم بسر کویت دیوانه چنین باید
  3. شمارهٔ ۱۶۵به رخ صد پرده آن پیدا و پنهان در نظر دارد
  4. شمارهٔ ۱۶۶باز چه شد که با من او هیچ سخن نمی‌کند
  5. شمارهٔ ۱۶۷گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد
  6. شمارهٔ ۱۶۸دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
  7. شمارهٔ ۱۶۹دلم جای غم جانانه کردند
  8. شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.