پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد

که تو در کنارش آئی وز خود کنار گیرد

تو بمن نمیشوی گرم و بداغ رشک سوزم

چو بینم آتشی را که بجان خار گیرد

نه هر آنکه راه‌پیما گذرش بمقصد افتد

که خدنک بر نشان جا یکی از هزار گیرد

چکنم بحکم گردون که فلک بود سمندی

که ز سرکشی عنان را ز کف سوار گیرد

ز خرد چه بهره آنرا که کند ز عشق منعم

که مکان کسی در آتش نه باختیار گیرد

غم و راحت جهانرا نبود بقا ندانم

که کسی بغیر عبرت چه ز روزگار گیرد

ز غمش رسیده جانم به لب و دلم باین خوش

که برون چو آید از تن ره کوی یار گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰مگو عشاق را وقتی دلی بود
  2. شمارهٔ ۱۷۱سرودم را به جرگ بلبلان رنگ دگر باشد
  3. شمارهٔ ۱۷۲چون ساغر می بدست گیرد
  4. شمارهٔ ۱۷۳عید آمد و کار خوش نباشد
  5. شمارهٔ ۱۷۴کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد
  6. شمارهٔ ۱۷۵در طلبت ساز و برک راه ندارد
  7. شمارهٔ ۱۷۶از باد زلف تو چو شکن درشکن شود
  8. شمارهٔ ۱۷۷دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.