پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

از باد زلف تو چو شکن درشکن شود

یارب مباد اینکه دلم بی‌وطن شود

باید ز عشق قوت بازو نه هر کسی

کافتاد تیشه‌ای بکفش کوهکن شود

عشقم رهاند از غم دنیا که دیده است

داغ نوی که مرهم داغ کهن شود

عمریست تلخ کامم ازین حسرت و نشد

یکبوسه قسمتم ز تو شیرین دهن شود

جز عجز ناید از من و جز سرکشی ز یار

گرمن توانم او شوم او نیز من شود

غافل مشو ز مرک که خیاط دهر دوخت

بهر که جامه‌ای که نه آخر کفن شود

زآن رفتم از درت که مبادا ز ناله‌ام

عشرت‌سرای کوی تو بیت‌الحزن شود

زاهد مخوان ز کفر بدینم که شد چو وقت

دستی که بت‌تراش بود بت‌شکن شود

مشتاق رفت آخر از آن کو ز جور غیر

نالان چو بلبلی که برون از چمن شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد
  2. شمارهٔ ۱۷۹نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
  3. شمارهٔ ۱۸۰خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
  4. شمارهٔ ۱۸۱صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
  5. شمارهٔ ۱۸۲شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر
  6. شمارهٔ ۱۸۳جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
  7. شمارهٔ ۱۸۴آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
  8. شمارهٔ ۱۸۵به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان بر
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.