پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد

کز پی شب غمت را روز طرب نباشد

سرگرم آتش عشق در هیچ شب نباشد

گو تا بروز چون شمع در تاب و تب نباشد

غیر از دیار عشق و جز کوی مهوشان نیست

جائی که روز نبود آنجا که شب نباشد

درد طلب گرش هست طالب رسد بمطلوب

گو در ره تو ما را پای طلب نباشد

نخلی که کام تلخی شیرین نگردد از وی

حاصل چه زین که بارش غیر از رطب نباشد

بزم رقیب روشن دور از تو تیره اینجاست

جائی که نور و ظلمت از روز شب نباشد

در کشور محبت عشرت مجو که آنجا

ساز و نشاط نبود برگ و طرب نباشد

افکن بدوست مشتاق کارت که غیرتسلیم

از بنده پیش مولا شرط ادب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود
  2. شمارهٔ ۱۸۱صفای حسن بدیدن نمیشود آخر
  3. شمارهٔ ۱۸۲شود دگر گم دلم در کوی محنت خانه‌ای کمتر
  4. شمارهٔ ۱۸۳جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
  5. شمارهٔ ۱۸۴آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
  6. شمارهٔ ۱۸۵به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان بر
  7. شمارهٔ ۱۸۶ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
  8. شمارهٔ ۱۸۷جادربر من کرده نگاری نه و هرگز
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.