پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

صفای حسن بدیدن نمیشود آخر

گل بهشت بچیدن نمی‌شود آخر

بسوی دام تو آن مرغ تند پروازم

که قوتم به پریدن نمی‌شود آخر

تو آن درخت برومند گلشن حسنی

که میوه تو بچیدن نمیشود آخر

اسیر طول امل عنکبوت مسکین است

که تار او به تنیدن نمیشود آخر

چه گویم و چه ز من بشنوی که درد دلم

بگفتن و بشنیدن نمیشود آخر

دهد حیات ابد زخم خنجرت گویا

که میطپیم و طپیدن نمیشود آخر

بساز بادل پرخون ز هر پیاله چو گل

که این قدح بکشیدن نمیشود آخر

نمی بدانه‌ام ای چشم ترکه مایه ابر

به یک دو قطره چکیدن نمیشود آخر

مکن ز لعل لبش منع بوسه‌ام مشتاق

که آب او بمکیدن نمیشود آخر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳جهان را سیل اشکم گر برد ویرانه‌ای کمتر
  2. شمارهٔ ۱۸۴آن خط چون سبزه به بین آن رخ چون لاله نگر
  3. شمارهٔ ۱۸۵به عاشق مژدهٔ کامی صبا از وصل جانان بر
  4. شمارهٔ ۱۸۶ز خود بریدم و ترک تو مشکلست هنوز
  5. شمارهٔ ۱۸۷جادربر من کرده نگاری نه و هرگز
  6. شمارهٔ ۱۸۸گیرم که بر آن عارض گلگون نگرد کس
  7. شمارهٔ ۱۸۹ماه من مهرپروری که مپرس
  8. شمارهٔ ۱۹۰آن باده که باید لب از او تر نکند کس
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.