پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

مگو عشاق را وقتی دلی بود

کجا دل عقده بس مشکلی بود

دلم دانسته در دام تو افتاد

تو پنداری که صید غافلی بود

بخاک از عشق بردم آن حکایت

کزو آرایش هر محفلی بود

بگردابی که عشق افکند و کشتم

چه شد کز دور پیدا ساحلی بود

درین ره شد نشانم گو خوش آندم

که گردم از قفای محفلی بود

پس از مرگم سر این نکته مشتاق

گشودند ار چه کار مشکلی بود

که دنیا و درو بود آنچه جز عشق

خیالی و خیال باطلی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲چون ساغر می بدست گیرد
  2. شمارهٔ ۱۷۳عید آمد و کار خوش نباشد
  3. شمارهٔ ۱۷۴کی بود اینکه مدت فرقت یار بگذرد
  4. شمارهٔ ۱۷۵در طلبت ساز و برک راه ندارد
  5. شمارهٔ ۱۷۶از باد زلف تو چو شکن درشکن شود
  6. شمارهٔ ۱۷۷دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
  7. شمارهٔ ۱۷۸زآن مبتلای هجرت عشرت طلب نباشد
  8. شمارهٔ ۱۷۹نیست وقتی که مرا جان بر جانان نشود
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.